تبليغاتX
انجمن ادبی پاییز

انجمن ادبی پاییز

از همان بچّگی از جاده بدم می آمد
 
از بلوز نخی ساده بدم می آمد
 
بچّه بودیم وَ در حسرت بازی با هم
 
از پدر مادر آزاده بدم می آمد
 
ثلث سوم جلوی درس ریاضی 9 بود
 
ولی از واژه ی تک ماده بدم می آمد
 
بعد از آن حادثه هم از جملاتی مثل :
 
اتفاقی ست که افتاده بدم می آمد
 
مادرم را که سر سفره ی خالی دیدم
 
از خدا هم به خدا ، ها ... دِ بدم می آمد
 
 
مادرم رفت وَ شاید به همین خاطر من
 
از همان بچّگی از جاده بدم می آمد !
 
 
عادل حیدری - به یاد پاییز
 

+ نوشته شده در 87/01/21 توسط پاییز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

انجمن ادبی پاییز منتظر نظرات ونقدهای شما هست شعرها و آثار خود را بفرستید.


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

87/01/01 - 87/01/31

86/12/01 - 86/12/29
86/03/01 - 86/03/31
85/12/01 - 85/12/29
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
84/09/01 - 84/09/30
84/04/01 - 84/04/31



پیوندها

یاغیش (آیدین آراز)
ماه و پلنگ
غزل معاصر
غزل پست مدرن
آب بابا
صادق هدایت
شاعرانه ها
سمفوني كلمات
سارا انار ندارد ! ... (عادل حیدری)
به من بهتان زده اند(محد رحیمی) م.اهورا
انجمن نویسندگان ماکو
محاکمه( مهدی جلیل زاده)
چند دروغ قشنگ(بهروز اسماعیل زاده)
باران خورده
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin